غمگینم...
همانند جوانی که لحظه ی اعدام...
به گریه مادرش می خندید...
خاطرش آمد بچگی اش گفته بود...
خنده ات آرامم میکند پسرم...@@@
حکــــم ، اعــدام بود ...
اعدامـــی لــحظه ای مـــکث کــرد و بـــوسه ای بر طنــاب دار زد
دادســتان گفت:
آقــای زنــــدانــی، این چــــه کـــاریست ؟؟
زنــدانی خـــنده ای کــرد و گفت :
بیچـــاره طـــناب نــمیزاره زمـــین بیفتم ،
ولی آدم ها !!!!!
بدجـــور زمــینــم زدن ......!
نظرات شما عزیزان:

.gif)
پاسخ:شمام موفق باشید ممنون از نظرتون

پاسخ:مممنوون هههه

پاسخ:واقعا ازتون ممنونم سانی خانوم خیلی ممنون
برچسبها: